اقتصاد دانش بنیان و ویژگی های آن

زمان تقریبی مطالعه : 13 دقیقه

اقتصاد دانش بنیان و ویژگی های آن

توجه به نقش دانش در اقتصاد و رشد اقتصادی موضوع جدیدی نیست، به‌نحوی‌که آدام اسمیت در قرن هجدهم به نقش تخصص در تولید و اقتصاد توجه داشته است. اقتصاد دانش‌بنیان (KBE) که اولین بار توسط OECD مطرح شد، گویای نقش مهم دانش و فناوری در جریان اقتصاد است. هرچند واژه اقتصاد دانش‌بنیان در دهه ۱۹۶۰ وارد ادبیات اقتصادی آمریکا شد، اما تحولات دهه نود، این واژه را تجدید و احیا کرد و در سال‌های اخیر به موضوعی بسیار متداول در توسعه اقتصادی شده است. ریشه‌های اقتصاد دانش‌بنیان به رکود اقتصادی اوایل دهه ۱۹۸۰ برمی‌گردد. لذا در این مقاله، با توجه به اهمیت موضوع، ابتدا تعاریفی از اقتصاد و اقتصاد دانش‌بنیان ارائه و سپس به بیان پیش‌شرط‌های لازم برای استقرار اقتصاد دانش‌بنیان و ... پرداخته می‌شود.

در قرن ۱۹ و ۲۰ عامل محسوسی مانند سرمایه فیزیکی، نیروی کار و منابع طبیعی به‌عنوان عامل تولید و عناصر رشد اقتصادی مدنظر بوده اما در قرن ۲۱ بر آن‌ها عامل غیر محسوسی مانند دانش، اطلاعات و ویژگی‌های فرهنگی را به‌عنوان منابع جدید رشد اقتصادی در نظر می‌گیرند. (میر معزی، ۱۳۹۱)

دانش به‌عنوان یکی از نیروهای بسیار مؤثر در تحولات اقتصادی و اجتماعی به شمار می‌آید و به‌عنوان یک کالای عمومی محسوب می‌شود زیرا می‌توان دانش را بدون کاهش و استهلاک با دیگران به مشارکت گذاشت. توجه به نقش دانش در اقتصاد و رشد اقتصادی، موضوع جدیدی نیست و در نظریات اقتصادی گذشته نیز، دانش و فناوری همواره مبحث مهمی در نظریات مربوط به رشد اقتصادی بوده است. در این رابطه آدام اسمیت در قرن هجدهم به نقش عمومی و آموزش در پیشرفت فرهنگی و اجتماعی و نقش تخصصی آن در تقسیم‌کار و بهره‌وری توجه می‌کند. پس از چالش‌های فکری قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که رقابت اقتصادی میان کشورهای صنعتی جهان جدی‌تر می‌شود و به جنبه‌های کاربردی اقتصاد بیشتر توجه می شود، چوزف شومپیتر به نقش دانش در ابداع و نوآوری و در پویایی اقتصاد توجه کرده و آن را اساس کارآفرینی و تحول اقتصاد معرفی می‌کند. با مطرح‌شدن تئوری سرمایه انسانی در دوره بعد از جنگ جهانی دوم، اهمیت دانش و آموزش بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد. گاری بکر به تحلیل اهمیت آموزش و تحقیق در رشد سرمایه انسانی و بهبود کارایی اقتصادی می‌پردازد. در عصر حاضر، اصطلاح اقتصاد دانش‌بنیان (KBE) یا اقتصاددانشی (KE) که توسط OECD مورد تأکید خاص در استراتژی توسعه ملل قرار گرفته، گویای تأکید در نقش دانش و فناوری در جریان توسعه اقتصاد است، ازاین‌رو می‌توان گفت در اقتصاد دانش‌بنیان، به دانش از نظر کیفی و کمی بااهمیت‌تر از گذشته نگریسته می‌شود. (ناظمان و اسلامی فر، ۱۳۸۹).

 

تعاریف اصطلاحات اقتصاد: یکی از معانی اقتصاد در لغت، میانه‌روی و پرهیز از افراط‌وتفریط در هر کاری است. در تعریف دیگر، علم اقتصاد، بررسی کردارهای انسان در جریان عادی زندگی اقتصاد یعنی کسب درآمد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است (حمیدی فر، ۱۳۸۹). اقتصاد، علم تخصیص بهینه منابع محدود برای برآورده کردن هرچه بیشتر نیازهای بشر است و علم کشف رابطه بین پدیده‌های اقتصادی است. نیازهای بشر یا علاقه به توسعه و رفاه باعث پیدایش و رشد علوم به‌خصوص علم اقتصاد شده است. (اسدی، ۱۳۹۳).

دانش: دانش عبارت است از ذخیره انباشته‌شده‌ای از اطلاعات و مهارت‌ها که از مصرف اطلاعات حاصل می‌شود. در تعریفی دیگر بیان‌شده که دانش شامل جریانی از تجربیات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌های کارشناسی نظام‌یافته است که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست می‌دهد. دانش در ذهن فرد به وجود آمده و بکار می‌رود. (بافنده و سلطانی فسقندیس، ۱۳۸۷).

اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصادی است که در آن دانش، کلید اصلی رشد اقتصادی است. در آن دانش کسب، تولید و انتشار پیدا می‌کند و به‌صورت کارا و مؤثری در افزایش توسعه اقتصادی استفاده می‌شود. (ابونوری و دیگران، ۱۳۹۲).

چارچوب اقتصاد دانش: با کاربرد مستمر و تولید دانش به‌عنوان هسته اصلی فرایند توسعه اقتصادی، ضرورتاً اقتصاد به اقتصاد دانش‌بنیان تبدیل می‌شود. هر چند واژه اقتصاد دانش‌بنیان در دهه ۱۹۶۰ وارد ادبیات اقتصادی آمریکا شد، اما تحولات دهه نود، این واژه را تجدید و احیا کرد و در سال‌های اخیر به موضوعی بسیار متداول در توسعه اقتصادی شده است. ریشه‌های اقتصاد دانش‌بنیان به رکود اقتصادی اوایل دهه ۱۹۸۰ برمی‌گردد. (پورفرج و دیگران. ۱۳۹۱).

از نظر OECD اقتصاد دانش‌پایه اقتصادی است که به‌طور مستقیم بر اساس تولید، توزیع و مصرف دانش و اطلاعات قرار گرفته باشد. در اقتصاد دانش‌پایه دانش محرک اصلی رشد، ایجاد ثروت و اشتغال در تمامی رشته فعالیت است.

 در عصر حاضر اصطلاح اقتصاد دانش‌بنیان یا اقتصاد دانشی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی مورد تأکید خاص در استراتژی توسعه ملل قرار گرفته، گویای تأکید در نقش دانش و فناوری در جریان توسعه اقتصاد است، از این رو می‌توان گفت در اقتصاد دانش‌بنیان، به دانش از نظر کیفی و کمی بااهمیت‌تر از گذشته نگریسته می‌شود.

 اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصادی است که در آن دانش خلق و اشاعه می‌یابد و به‌طور مؤثری توسط فعالان اقتصادی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی مطلوب‌تر بکار گرفته می‌شود. سازمان همکاری اقتصادی آسیا این ایده را گسترش داد و بیان کرد که در اقتصاد دانش‌بنیان، تولید، توزیع و استفاده از دانش مهم‌ترین عامل پیش برنده رشد، خلق ثروت و اشتغال در تمامی صنایع است. از آنجا که در فناوری‌های جدید و اقتصاد دانش‌بنیان، قدرت بهره‌وری و بازده تولید زیاد می‌شود لذا دولت‌های جهان اعم از صنعتی و در حال توسعه مصمم شده‌اند تا آموزش و کسب مهارت‌ها را به سمت اقتصاد دانش‌محور متحول سازند. (آقاجانی و مجدد، ۱۳۹۳).

 

 ویژگی‌های اقتصاد دانش‌بنیان

١-خلق و ورود ایده‌های جدید، در اقتصاد دانش‌بنیان ایده‌ها و نظرات با آزادی کامل بیان و از نظرها و ایده‌های نو و مفید استقبال و حمایت می‌شود.

 ۲- محیط مناسب برای فعالیت‌های اقتصادی، توانایی اقتصاد در بهره‌مندی از انتقال دانش در سطح بین‌المللی که به سطح توسعه سرمایه انسانی و نرخ انباشت آن بستگی دارد. اقتصاد باید در شرایط رقابتی باشد و ورود و خروج به آن آزاد باشد، مالیات‌ها باید به‌گونه‌ای باشد و باعث تشویق سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در واحدهای تولیدی شود.

٣- جهت‌گیری بین المللی: باید دولت به سمت بین‌المللی شدن حرکت کند و با تعامل با اقتصاد جهانی که وسیله‌ای برای تولید یا جذب دانش است قدم بردارد. در این راستا سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی که مبتنی بر اعتمادسازی سرمایه‌گذاران خارجی به ظرفیت اقتصاد و تأمین بازده سرمایه‌گذاری است به‌عنوان مقیاسی از درجه باز بودن اقتصاد تلقی می‌شود.

۴- نوآوری در قالب دو مدل زنجیره‌ای (جدید) و خطی (سنتی) است. که اقتصاد دانش‌بنیان از مدل زنجیره‌ای استفاده می‌کند به این معنا که با توجه به نیاز، توانایی‌های جدی شکل می‌گیرد و شامل بهبود در تولیدات موجود و کاربرد فناوری است که نیازمند ارتباط بین بخش‌های مختلف نظیر شرکت‌ها، آزمایشگاه‌ها، مؤسسات تحقیقاتی و علمی و مصرف‌کننده‌ای دارد.

۵- سرمایه‌گذاری در اقتصاد دانش‌بنیان بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاری به سمت بخش‌های دانش‌پایه و ریز ساخت‌های آن مانند زیرساخت ICT سوق می‌یابد. دولت باید با سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌های کشور و چشم‌پوشی از هزینه فرصتی که با سرمایه‌گذاری در طرح‌های زیربنایی از دست می‌رود به توسعه موارد اشاره شده توجه فراوان کند.

۶- آموزش و یادگیری دائمی و مستمر: چون دانش و علم به‌روز است و باید به‌روز شده و نو باشد و باید آن را از نسل‌های قبل آموخت و جون علم به حال تحول و تغییر است و مواردی از علوم گذشته که منسوخ‌شده و کاربرد علمی ندارند را کنار گذاشت و آن‌ها را به‌روز کرد و مورداستفاده قرارداد.

۷-اشتغال: مشخصه اقتصاد دانش‌بنیان افزایش تقاضا برای نیروی کار بسیار ماهر و با دستمزد بالا است. دستمزد کارگر نیمه ماهر و غير ماهر در این اقتصاد کاهش‌یافته و تفاوت بین کارگر ماهر و غير ماهر زیاد شده دلیل این هم این است که چون دستگاه‌ها و وسایل مورداستفاده با فناوری‌های بالا می‌باشند کارگران ساده و بی‌سواد نمی‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

 

زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات ICT:

 

در اقتصاد دانش‌بنیان تمامی افراد به‌آسانی و باقیمت ارزان به اطلاعات دسترسی دارند. (قراگوزلو: ۱۷۸)

مزایای اقتصاد دانش‌محور در تعاریف کلاسیک، اقتصاد کلان به‌عنوان علم استفاده بهینه از منابع کمیاب شناخته می‌شود، اما امروزه با گسترش دانش و ظهور علم به‌عنوان یکی از عوامل تولید، بحث کمیابی عوامل تولید اهمیت کمتری یافته است. چرا که دانش و اطلاعات با وجود بارزش بودن و صیانت توسط بنگاه‌های اقتصادی به‌هیچ‌وجه جزو منابع کمیاب تلقی نمی‌شود و پس از طی یک فرایند، در اختیار همگان قرار می‌گیرد. در مبحث دانش آن چیزی که کمیاب است، توانایی استفاده از دانش، یعنی تکنولوژی، به طریقی است که رشد و توسعه اقتصادی را تضمین کند. همین دلایل سبب شده است که اقتصاد مبتنی بر دانش مزایای بسیار داشته باشد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- کم‌اهمیت شدن مسئله کمیابی منابع

۲-نهادینه شدن حقوق مالکیت معنوی

۳-تأثیرات جانبی مثبت دانش یا همان سرریز شدن دانش در تمام جامعه

۴-متفاوت بودن ساختار رقابت در اقتصاد دانش‌محور با اقتصاد کلاسیکی، به‌گونه‌ای که در اقتصاد دانش‌محور، به‌جای استفاده از مدل ارو - دبرو برای رسیدن به تعادل رقابتی، از مدل شومپیتر استفاده می‌شود. مدل شومپیتر تضمین می‌کند در تعادل، درآمد نهایی می‌تواند بالاتر از هزینه نهایی بنگاه‌ها ود و بنگاه‌ها به سود مثبت اقتصادی برسند.

۵-دسترسی کارگزاران اقتصادی به اطلاعات کامل، به‌طوری‌که اقتصاد دانش با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات موجب تسهیل در دسترسی به اطلاعات می‌شود و خطاهای انسانی را کاهش خواهد داد.

 ۶- از منظر نظریه بازی‌ها، دان یک بازی با مجموع صفر نیست. به آن معنا با منظور کردن دانش تحت شرایطی، تمام کنشگران بازار می‌توانند به‌طور هم‌زمان از کنش خود منتفع شوند.

 ۷-افزایش سرعت اخذ و جذب تکنولوژی‌های پیشرو

۸-افزایش مشارکت اجتماعی در جامعه

۹- افزایش ارتباطات بین صنعتی

۱۰- مبادلات هوشمند و .... (عباسیان و دلیری).

 

 اقتصاد دانش‌بنیان برخاسته از دو نیروی اصلی است افزایش دانش فعالیت‌های اقتصادی ۲ افزایش جهانی‌شدن امور اقتصادی اقتصاد دانش برخاسته از ترکیب عوامل مختلف نظیر انقلاب فناوری اطلاعات و نیز افزایش سرعت تحولات تکنولوژیکی است. جهانی‌شدن هم ناشی از برداشته شدن قیدوبندهای دولتی و بین‌المللی و نیز انقلاب ارتباطی وابسته به فناوری اطلاعات است. در هر حال باید به این نکته توجه داشت که اصطلاح اقتصاد دانش به‌کل ساختار نوظهور اقتصادی اشاره دارد و به‌طور مشخص هیچ یک از تحولات ذکر شده یا ترکیب آن‌ها را در برنمی‌گیرد (دیزجی و دیگران. ۱۳۹۱).

 

اشتراک‌گذاری:

مهسا رمضانی

نظرات

    جهت ارسال نظر ابتدا باید وارد شوید.


  • {{comment.fullname}}
    {{comment.timecreated}}

    {{comment.message}}


    • {{reply.fullname}}
      {{reply.timecreated}}

      {{reply.message}}